تبليغاتX
خوش آمدید همکلاسی
دانشجویی پس از اینكه در درس منطق نمره نیاورد به استادش گفت: قربان، شما واقعا چیزی در مورد موضوع این درس می دانید؟

استاد جواب داد: بله حتما. در غیر اینصورت نمیتوانستم یك استاد باشم.

دانشجو ادامه داد: بسیار خوب، من مایلم از شما یك سوال بپرسم ،اگر جواب صحیح دادید من نمره ام را قبول میكنم در غیر اینصورت از شما میخواهم به من نمره كامل این درس را بدهید.

استاد قبول كرد و دانشجو پرسید: آن چیست كه قانونی است ولی منطقی نیست، منطقی است ولی قانونی نیست و نه قانونی است و نه منطقی؟

استاد پس از تاملی طولانی نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره كامل درس را به آن دانشجو بدهد.

بعد از مدتی استاد با بهترین شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسید. و شاگردش بلافاصله جواب داد:
قربان شما 63 سال دارید و با یك خانم 35 ساله ازدواج كردید كه البته قانونی است ولی منطقی نیست.
همسر شما یك معشوقه 25 ساله دارد كه منطقی است ولی قانونی نیست.واین حقیقت كه شما به معشوقه همسرتان نمره كامل دادید در صورتیكه باید آن درس را رد میشد نه قانونی است و نه منطقی


+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 17:30  توسط it84  | 

چند دوست دوران دانشجويي كه پس از فارغ التحصيلي هر يك شغل هاي مختلفي داشتند و در كار و زندگي خود نيز موفق بودند، پس از مدت ها با هم به دانشگاه سابق شان رفتند تا با استادشان ديداري تازه كنند.

آنها مشغول صحبت شده بودند و طبق معمول بيشتر حرف هايشان هم شكايت از زندگي بود. استادشان در حين صحبت آنها قهوه آماده مي كرد. او قهوه جوش را روي ميز گذاشت و از دانشجوها خواست كه براي خود قهوه بريزند.

روي ميز ليوان هاي متفاوتي قرار داشت; شيشه اي، پلاستيكي، چيني، بلور و ليوان هاي ديگر. وقتي همه دانشجوها قهوه هايشان را ريخته بودند و هر يك ليواني در دست داشت، استاد مثل هميشه آرام و با مهرباني گفت: بچه ها، ببينيد; همه شما ليوان هاي ظريف و زيبا را انتخاب كرديد و الان فقط ليوان هاي زمخت و ارزانقيمت روي ميز مانده اند.

دانشجوها كه از حرف هاي استاد شگفت زده شده بودند، ساكت بودند و استاد حرف هايش را به اين ترتيب ادامه داد: «در حقيقت، چيزي كه شما واقعا مي خواستيد قهوه بود و نه ليوان. اما ليوان هاي زيبا را انتخاب كرديد و در عين حال نگاه تان به ليوان هاي ديگران هم بود. زندگي هم مانند قهوه است و شغل، حقوق و جايگاه اجتماعي ظرف آن است. اين ظرف ها زندگي را تزيين مي كنند اما كيفيت آن را تغيير نخواهند داد.

البته ليوان هاي متفاوت در علاقه شما به نوشيدن قهوه تاثير خواهند گذاشت، اما اگر بيشتر توجه تان به ليوان باشد و چيزهاي با ارزشي مانند كيفيت قهوه را فراموش كنيد و از بوي آن لذت نبريد، معني واقعي نوشيدن قهوه را هم از دست خواهيد داد. پس، از حالا به بعد تلاش كنيد نگاه تان را از ليوان برداريد و در حاليكه چشم هايتان را بسته ايد، از نوشيدن قهوه لذت ببريد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 10:52  توسط it84  | 

سلام بلاخره بعد از گذشت1 سال از فارغ التحصیلی و کش و قوس های طولانی و بالا پایین کرن و اینور اونور کردن اولین جلسه گروه  فناوری اطلاعات ورودی 84 دانشگاه آزاد اسلامی  در تاریخ ۲۷بهمن ماه سال 1389 در پیتزا دو در یک با حضور به ترتیب حضورشون :

آقایان خودم(بهشتی) ، اقای علیمردانی ، اقای تهرانی ، خانم تهرانی (خانم اکبر آبادی) ، خانم فرامرزی ، خانم یزدانی ، اقای رحمن زاده ، اقای عزیزی ، اقای ملک سادات و خانمش (با عرض پوزش فامیل خانمش را نمیدونستم) ، و در آخر با تاخیر بسیار آقای بهزاد ، خانم منتظری ، خانم نساج و دختر خالش برگزار گردید.

در این جلسه مقرر گردید که این نشست ها هر دو هفته یک بار برگزار شود

همین جا، جا دارد که از رانندگان گرامی (براردر خانم فرامرزی) که در کوچه  خیابان ها سرگردان بودن تا نشست به اتمام برسد صمیمانه تشکر و قردانی کرد .

در ضمن به تمامی اقوام سلطنتی که با موفقیت آزمون  سخت کارشناسی ارشد شبکه آزاد قزوین پشت سر گزاشتن صمیمانه تبریک می گوییم (همه با هم هورا هورا هورا)و امیدواریم همچنان سلطنتانه باقی بمانند و در نشست های بعدی هم حضور داشته باشن.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 17:8  توسط it84  |